سرکوب معترضان از ۱۸ تیر ۷۸ تا دی ۱۴۰۴؛ اعتراضات ایران چگونه «جمع» می‌شود؟

اعتراضات خیابانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه

اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران، بیش از دو دهه پس از وقوع، همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط مرجع در بررسی نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با اعتراضات خیابانی است. از آن زمان تاکنون، ایران موج‌های متعدد اعتراضی را تجربه کرده است؛ از جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ تا اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ و اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴.

مرور این رویدادها نشان می‌دهد که اگرچه شیوه‌های برخورد حکومت با معترضان در طول زمان دستخوش تغییر و تحول شده، به نظر می‌رسد تجربه ۱۸ تیر برای نهادهای امنیتی و انتظامی به یک نقطه مرجع تبدیل شد و برخی از درس‌ها و روش‌های برآمده از آن، در اشکال مختلف در مواجهه با اعتراضات بعدی نیز به کار گرفته شد.

با این حال، بسیاری از زوایای سرکوب ۱۸ تیر، به‌ویژه نقش نهادهای امنیتی و انتظامی، همچنان روشن نشده است. در عین حال، پرسش از چگونگی مهار اعتراضات و شیوه‌های کنترل آنها همچنان پابرجاست؛ موضوعی که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی گاه از آن با تعبیر «جمع کردن» اعتراضات یاد می‌شود.

در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به توقیف روزنامه اصلاح‌طلب «سلام» با حمله ماموران نیروی انتظامی و نیروهای لباس‌شخصی ــ موسوم به گروه‌های فشار ــ به کوی دانشگاه تهران روبه‌رو شد. این ناآرامی‌ها پس از پنج روز پایان یافت و پرونده قضایی آن نیز پس از کشمکش‌های فراوان بسته شد. ۱۸ تیر ۱۳۷۸ از نخستین مواردی بود که در پی‌ سرکوب نیروهای مخالف در اوایل دهه شصت و پس از تثبیت جمهوری اسلامی، اعتراضات خیابانی در چنین ابعادی در برابر افکار عمومی داخلی و رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت و نحوه برخورد حکومت با آن به موضوع بحث‌های عمومی تبدیل شد. از این رو، این رویداد در بررسی نسبت حکومت با اعتراضات بعدی، جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است.

در این سال‌ها، یادآوری سرکوب دانشجویان صرفا به مناسبت‌های تقویمی محدود نبوده است؛ گاه اظهارات مقام‌ها در نشست‌های محرمانه یا غیرمحرمانه، و گاه اسناد و متونی که از مراکز آموزشی نظامی و امنیتی به بیرون درز کرده، ابعاد تازه‌ای از آن رویداد را آشکار کرده است. از سوی دیگر، با آغاز هر موج تازه اعتراضات خیابانی در ایران، بار دیگر به تجربه ۱۸ تیر و شیوه برخورد حکومت با آن ارجاع داده شده است؛ چنان‌که در جریان اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز این موضوع دوباره مورد توجه قرار گرفت.

حکومت ایران معمولا معترضان را «اغتشاشگر» یا مرتبط با عوامل خارجی معرفی می‌کند و آتش‌سوزی‌ها و تخریب اموال عمومی را نیز به آنچه «عوامل دشمن» می‌خواند نسبت می‌دهد. در اعتراضات دی ۱۴۰۴، حکومت ایران مشخصا عوامل موساد و اسرائیل را در شکل‌گیری یا هدایت اعتراضات دخیل دانست. از همین زاویه، مقام‌های جمهوری اسلامی برخورد خشن و قهرآمیز با معترضانی که عموما در موقعیتی به‌مراتب ضعیف‌تر و بی‌دفاع قراردارند را اقدامی در جهت حفظ امنیت و نظم عمومی می‌دانند؛ در مقابل، منتقدان و کنشگران سیاسی با بررسی دوره‌های مختلف اعتراضات، در پی شناسایی و تحلیل الگوهای برخورد حکومت با معترضان و شیوه‌های مهار آنها هستند.

پس از اعتراضات دی‌ماه سال ۱۴۰۴ که با کشتار معترضان سرکوب شد، یک فایل صوتی از سخنان علی شکوری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در رسانه‌ها منتشر شد. در این فایل او سخنان مقامات نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی درباره نقش موساد و «تیم‌های عملیاتی» نزدیک به شاهزاده رضا پهلوی در خشونت‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را رد کرده بود و گفته بود بسیاری از مردم باور نمی‌کنند که این کارها به‌وسیله خارجی‌ها انجام شده باشد.

آقای شکوری‌راد، نماینده پیشین مجلس ایران در بخشی از سخنانش وقایع ۱۸ تیرماه را یادآوری کرده و گفته بود: «حکومت برای مهار اعتراضات دست به تزریق خشونت و تخریب و آتش زدن اماکن عمومی، از جمله مساجد می‌زند.»

علی شکوری‌راد به سخنرانی آقای پزشکیان بعد از اعتراضات دی ماه اشاره می‌کرد که مدعی حضور گروه‌های «تروریست‌» وابسته به آمریکا و اسرائیل در صحنه‌‌گردانی اعتراضات بود.

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، روز ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در واکنش به سخنان علی شکوری‌راد، فعال اصلاح‌طلب، بدون نام بردن از او، پرسیده بود: «مگر ممکن است ما خودمان بازار و مسجد و آمبولانس را به آتش بکشیم برای اینکه مثلا جامعه را مدیریت کنیم؟»

در پی انتشار این فایل صوتی، قوه قضائیه ایران، علی شکوری‌راد را به «تبلیغ علیه نظام» متهم کرد و طولی نکشید که ماموران امنیتی او را دستگیر و به زندان فشافویه منتقل کردند. او به دلیل بیماری پس از چند هفته از زندان آزاد شد.

علی شکوری راد

منبع تصویر، FARS

توضیح تصویر، علی شکوری‌راد روایت رسمی جمهوری اسلامی درباره نقش موساد و «تیم‌های عملیاتی» وابسته به رضا پهلوی را در خشونت‌های روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه زیر سوال برد

«قربانی کردن عوامل خودی»

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

علی شکوری‌راد در بخشی از سخنانش که در فایل صوتی شنیده می‌شد، با اشاره به یکی از مقالات نشریه دانشگاه امام حسین، وابسته به سپاه پاسداران، می‌گوید: «... یکی از روش‌های سرکوب اغتشاشات، کشته‌سازی از نیروهای خودی است. و این کشته‌سازی از نیروهای خودی، پروژه این‌هاست برای سرکوب. یعنی باید نیروی بسیجی کشته بشود؛ باید نیروی انتظامی کشته شود؛ مسجد آتش زده شود؛ امامزاده آتش زده شود؛ قرآن سوزانده شود؛ همه این کارها بشود تا بشود اغتشاش -از نظر آنها اغتشاش- را سرکوب بکنند.»

آقای شکوری‌راد در سخنان خود نام مقاله مورد اشاره را مشخص نکرد. با این حال، او پیش‌تر در دفاع از اظهاراتی مشابه بعد از اعتراضات آبان ۹۸ به مقاله‌ای با عنوان «عملیات روانی و تأثیر آن بر اغتشاشات شهری» در فصلنامه «مدیریت بحران‌های اجتماعی» دانشگاه امام حسین اشاره کرده بود. در این مقاله از عبارت «کشته‌سازی» استفاده نشده ولی به «ایجاد سپر بلا (قربانی کردن بعضی عوامل خودی)» به عنوان یکی از تاکتیک‌های عملیات روانی اشاره شده است.

در متن مقاله توضیحی درباره منظور از این عبارت ارائه نشده و مشخص نیست آیا مقصود از آن همان برداشتی است که آقای شکوری‌راد مطرح کرده یا معنایی متفاوت، از جمله نسبت دادن مسئولیت مشکلات به برخی عوامل خودی. همچنین در نظرسنجی انجام‌شده در این پژوهش، فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی این گزینه را در میان کم‌اثرترین روش‌های مطرح‌شده رتبه‌بندی کرده‌اند.

در اعتراضات سال‌های اخیر، از جمله در دی‌ماه ۱۴۰۴، منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی بارها مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی را متهم کرده‌اند که با برجسته کردن کشته شدن نیروهای نظامی و امنیتی یا نسبت دادن برخی خشونت‌ها به عوامل خارجی و گروه‌های مسلح، در پی تقویت روایت رسمی حکومت از اعتراضات و توجیه شدت برخورد با آنها بوده‌اند.

قابل ذکر است که درباره اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، برخی رسانه‌ها و مقام‌های اسرائیلی مدعی حضور نیروهای مرتبط با آنها برای دامن زدن به اعتراضات در ایران شده‌اند؛ ادعایی که نهادها یا رسانه‌های مستقل برای راستی‌آزمایی آن با محدودیت‌های زیادی روبرو هستند.

درگیری پلیس با دانشجویان کوی دانشگاه

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مسعود صدرالاسلام، معاون وقت اطلاعات ناجا در سال ۱۳۷۸ درباره عاملان حمله به کوی دانشگاه می‌گوید: «بخشی از انصار حزب‌الله را گرفتیم، آوردیم‌شان بردیم در سلول. ارزشی هم نبودند؛ سرقت هم می‌کردند، خانم‌بازی هم می‌کردند، الان یه زن سه ماهه حامله رو دست بنده مانده!»

«همایش کوثر» و پشت پرده واقعه کوی دانشگاه تهران

اعتراضات خیابانی تیر ماه ۱۳۷۸ تهران، که با حمله نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران شروع شد و به مناطقی وسیع‌ از پایتخت گسترش یافت، از مهمترین تجربیات حکومت ایران در استفاده از تاکتیک‌های جنگ روانی برای مقابله با حرکت‌های اعتراضی محسوب می شود. با گذشت نزدیک به ۲۷ سال از این واقعه، هنوز شمار دقیق جان‌باختگان آن معلوم نیست. از میان کشته‌شدگان، هویت تنها یک نفر مشخص شد: عزت‌الله ابراهیم‌نژاد، دانش‌آموخته رشته حقوق از دانشگاه چمران اهواز، که برای دیدار با دوستانش به کوی دانشگاه تهران رفته بود. سرنوشت سعید زینالی، دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه تهران، و فرشته علیزاده، دانشجوی دانشگاه الزهرای تهران هنوز در ابهام کامل قرار دارد.

دو ماه پس از وقایع تیر ماه ۱۳۷۸، معاون وقت اطلاعات ناجا، که بعدها، در سال ۱۴۰۰ به «سازمان اطلاعات فراجا» تغییر نام داد- برای ارزیابی عملکرد این نیرو در مقابله با اعتراضات شهری، نشستی با عنوان «همایش کوثر» برگزار کرد که نوار بعضی سخنرانی‌های آن در چند رسانه مجازی منتشر شد. بی‌بی‌سی فارسی، بعدها به فایل صوتی کامل این همایش دو روزه دسترسی پیدا کرد که حاوی اطلاعات مهمی در مورد روش‌های مهار تجمعات اعتراضی، از جمله روش‌های نفوذ به آن‌ها یا انتشار ضداطلاعات علیه معترضان است.

تاریخ برگزاری همایش کوثر، به احتمال قریب به یقین ۲۵ و ۲۶ شهریورماه ۱۳۷۸ و در آستانه «هفته دفاع مقدس» بوده است. این همایش رده‌بندی محرمانه داشت و رسانه‌ای نشد. مدعوین و مهمانان آن، براساس سخنانی که در افتتاحیه آن مطرح شده، «معاونین اطلاعات معاونت‌های ماموریتی ناجا در ستاد ناجا، معاونت‌های اطلاعات نواحی کشور و مدیران اطلاعات» هستند.

در اطلاعاتی که از این همایش به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده، نام سرتیپ «مهندس صدرالاسلام» ( طه طاهری با اسم مستعار مسعود صدرالاسلام )، معاون وقت اطلاعات ناجا و سرتیپ حسین نجفی، معاون وقت اطلاعات ناتب ( ناحیه انتظامی تهران بزرگ) بارها شنیده می‌شود. طه طاهری سال‌های گذشته در ستاد مبارزه با مواد مخدر فعالیت داشت و دو سال پیش به عنوان «پژوهشگر تاریخ معاصر» در شبکه افق صدا و سیما، در برنامه تلویزیونی «جهان‌آرا» شرکت کرده بود ولی موقعیت شغلی فعلی او روشن نیست. حسین نجفی در حال حاضر فرمانده انتظامی استان همدان است. نام این دو مقام وقت اطلاعاتی در روند دادگاه کوی دانشگاه و گزارش‌های منتشرشده از این اعتراضات هم چند بار مطرح شد ولی متهم پرونده نبودند.

توضیح صدا، سخنان طه طاهری (مسعود صدرالاسلام) معاون وقت اطلاعات ناجا در سال ۱۳۷۸ درباره هدایت و رهبری اعتراضات

در بخشی از همایش، مسعود صدرالاسلام، معاون وقت اطلاعات نیروی انتظامی و برگزارکننده اصلی این همایش، توضیح می‌دهد که نیروهای امنیتی چگونه در بین معترضان حاضر می‌شوند و کنترل شعارها یا مسیر تظاهرات را در دست می‌گیرند.

مسعود صدرالاسلام می‌گوید: «به این نتیجه رسیدیم که این‌طوری نمی‌شود که این‌ها دارند می‌چرخند. گفتیم آقا ریش‌ها را بزنید، بروید شعار خودتان را بدهید. ... جمعیت را راحت کج می‌کردیم و می‌کشیدیم این‌ور. کنترل بحران.»

او می‌گوید افسران اطلاعاتی در بین جمعیت شناسایی می‌شوند و «تابلو» هستند. بنابراین توصیه می‌کند در مواقع بحرانی، به عنوان عوامل نفوذی، تعدادی از «گروهبان‌ها را وسط جمعیت بیندازند»: «بعد هم به‌موقع می‌توانی بهش بگویی حالا [جمعیت را] هدایت و رهبری کن، تو سر جمعیت و شعار را کج کن بکش برو به سمت بالا یا بیار پایین.» سرتیپ صدرالاسلام ‌اضافه می‌کند: «یادم هست در صحنه‌ای رسیدم. دیدم یکی از بچه‌ها ریش‌ها رو زده با آستین کوتاه دارد می‌گوید "جنبش دانشجویی ما..."، گفتم ماشاءالله! بارک‌الله! این می‌شود اقتدار... این‌ها زیرکی کار پلیس است.»

مسعود صدرالاسلام به حاضران می‌گوید اینکه بتوانید اعتراضات را رهبری کنید از نظر «قانونی و شرعی» مجاز است و تاکید می‌کند: «البته فردا این نشود که بگویند آقا خود این‌ها مثلا شیشه شکستند، نه. رهبری این هست که شما جمعیت را در دستت بگیری؛ تو رهبران را داخلشان بتوانی شناسایی کنی، خیلی هم راحت است. آقا این کار را نکن این کاری که ما می‌گو‌ئیم باید بکنی، این جنبش خلق اینها... همین حرفایی که همه می‌زنند شما هم باید یاد بگیرید افسرت اصلا باید آموزش به او بدهی».

او تاکید می‌کند که «اگر دقیق بدانیم چه خبر است در جمعیت، با یک گروهبان هم می‌شود [مشکل را] حل‌و‌فصل کرد.»

توضیح صدا، سخنان طه طاهری (مسعود صدرالاسلام) معاون اطلاعات ناجا در سال ۱۳۷۸ درباره گروه‌‌های فشار

مسعود صدرالاسلام در بخشی از این مراسم، فیلمی از وقایع تیر ماه را به حضار نشان می‌دهد و درباره هویت بعضی از کسانی که به دانشجویان شلیک کرده بودند، می‌گوید: «این صحنه تیراندازی را نگاه کنید. سه نفری که به سمت جلو حرکت کردند، در عقب‌نشینی تیراندازی می‌کنند. این فردی که -الان نگاه کنید با دست چپ شلیک کرد- سه تا شلیک این فرد کرد. ... از عناصر بسیجی بود، منتسب به یکی از گروه‌های موجود حزب‌اللهی بود، وابسته به گروه انصار نبود ولی از مجموعه‌های حواشی بود... شب یواش‌یواش حادثه بغرنج می‌شه. دانشجوها می‌آن مستقر می‌شن، از این‌ور هم عناصر حزب‌اللهی و تیراندازی‌هایی که در این شب شکل گرفت و سه-چهار زخمی و کشته [به جا ماند]... و باز یکی از حزب‌اللهی‌ها شناسایی می‌شه، می‌آد از سلاح خودش استفاده می‌کنه و تیراندازی می‌کنه.»

مسعود صدرالاسلام، در ادامه، درباره مجوز اسلحه این افراد و این‌که از کجا فرمان می‌گرفتند، توضیح نمی‌دهد. ولی درباره هویت بعضی از این افراد توضیح می‌دهد: «بخشی از انصار حزب‌الله رو گرفتیم، آوردیم‌شون بردیم تو سلول. ارزشی هم نبودند؛ سرقت می‌کردند؛ خانوم‌بازی هم می‌کردند. الان یه زن سه ماهه حامله رو دست بنده مونده! کجاش این ارزشیه؟ من کاری به انصار حزب‌الله ندارم‌ها، کاری به اون مجموعه‌ای دارم که با اون انگیزه می‌آد تو اون صحنه می‌زنه به جمعیت...»

قابل توجه است که در گزارش شورای عالی امنیت ملی ایران درباره واقعه کوی دانشگاه، مانند سخنان آقای صدرالاسلام به «بسیجی» بودن هیچ کدام از شلیک‌کنندگان به دانشجویان اشاره نمی‌شود. در این گزارش ذکر شده که «سه بار تیراندازی مشکوک» انجام گرفته و عاملش کسی بوده که سابقه سرقت مسلحانه داشته و برای تحقیقات در اختیار وزرات اطلاعات است.

دبیری شورای عالی امنیت ملی ایران در آن زمان، با حسن روحانی بود.

دانشجویان کوی دانشگاه

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مسعود صدرالاسلام در همایش کوثر درباره نفوذ نیروهای انتظامی در بین معترضان می‌گوید: «گفتیم آقا! ریش‌ها رو بزنید، برید شعار خودتون بدید. ... جمعیت رو راحت کج می‌کردیم، می‌کشیدیم این‌ور. کنترل بحران»

روسیه؛ یک الگوی مورد توجه

یکی از نکاتی که در همایش کوثر مطرح می‌شود، توجه نیروی انتظامی به تجارب پلیس روسیه برای سرکوب اعتراضات است.

در این همایش مسعود صدرالاسلام، معاون وقت اطلاعات نیروی انتظامی می‌گوید: «وزیر کشور روسیه، که فرمانده نیروی انتظامی آنجا هم هست، آمده بود تهران. در ملاقاتی، از او سوال شد، و ما هم حضور داشتیم، که کنترل جمعیت را به چه نحو انجام می‌دهید. وزیر کشور روسیه ‌گفت هر ۳ هزار نفر شهروند ما توسط یک پرسنل اطلاعاتی پلیس کنترل می‌شود و این یک نفر، ۳ هزار نفر را کاملا به قیافه، چهره و همه رفتار و سکنات می‌شناسد».

او تاکید می‌کند که برای رسیدن به این عده نیروی اطلاعاتی «خیلی راه هست» و اظهار امیدواری می‌کند که نیروی انتظامی با «حمایت‌ها و تدابیر فرمانده معظم کل قوا» به چنین شرایطی برسد.

بر اساس اشارات مسعود صدرالاسلام مشخص نیست این سفر در چه زمان و با چه هدفی انجام شده است.

نشریه «فارن پالیسی» در ۲۴ دی ۱۴۰۴ (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶)، در مقاله‌ای با عنوان «چگونه روسیه به سرکوب معترضان ایران کمک می‌کند؟» مدعی شد که روسیه با ارسال تجهیزات نظامی، فناوری‌های نظارتی و ابزارهای کنترل اینترنت، به جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات کمک کرده است.

در این مقاله، به نقش روسیه در تامین فناوری‌های پیشرفته برای قطع یا کنترل اینترنت و همچنین ارسال سلاح‌های سبک، خودروهای زرهی و هلی‌کوپترهایی اشاره شده است که، به نوشته نویسنده، می‌توانند در عملیات سرکوب به کار گرفته شوند.

قاسم سلیمانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، در همایش کوثر یک فرمانده سپاه پاسداران می‌گوید که قاسم سلیمانی، فرمانده وقت لشکر ثارالله کرمان، در منحرف کردن توجه معترضان از مطالباتشان در ناآرامی‌های فروردین‌ماه ۱۳۷۴ در اسلامشهر، نقش داشت

نقش قاسم سلیمانی در سرکوب اعتراضات اسلامشهر

در بخشی از همایش کوثر به نقش قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه، در منحرف کردن توجه معترضان از مطالباتشان اشاره می‌شود.

سرتیپ جمیل بابایی، از فرماندهان کرد و اهل سنت، در سخنانی در این همایش، ابتدا به یادآوری تجربه مهار «شورش‌ها» در کردستان می‌پردازد و تاکید می‌کند که در این شرایط باید «رهبری، شعار و هدف» معترضان در دست نیروهای امنیتی باشد.

سرتیپ بابایی سپس در مورد ناآرامی‌های فروردین‌ ۱۳۷۴ در اسلامشهر و نقش قاسم سلیمانی درمنحرف کردن توجه معترضان از خواسته‌هایشان، می‌گوید: «در مسئله اسلامشهر، سردار سلیمانی آنجا رفته بود، دیده بود اوضاع بسیار بی‌ریخت است. آمده بود با یک عملیات روانی گفته بود که: "یه عده اقدام به دزدیدن دختران کرده اند". فورا احساسات همان اغتشاشگرها را جریحه‌دار کرده بود... هیچ چیز هم اتفاق نیفتاده بود! منتها انحراف ذهن اغتشاشگران بسیار مسئله مهمی است.»

جمیل بابایی در ادامه توضیح می‌دهد که چگونه قاسم سلیمانی یکی از لیدرهای اعتراضات را به عنوان دزد دختران معرفی می‌کند و معترضان او را پایین می‌کشند و کتک می‌زنند: «سردار سلیمانی ... گفته بود این یکی شان است! همین‌ را ... جوان‌ها این که تا چند لحظه پیش به عنوان لیدر اون حرکت و شورش [بود] آورده بودند پایین، او را کتک‌کاری کرده بودند.»

او «بهترین عملیات روانی» را این می‌داند که مسئولان، با معترضان ابراز «همدردی» کنند و همزمان «خواهان محاکمه افراد متخلف» شوند.

سرتیپ بابایی الگوی عملی این شیوه برخورد با اعتراضات را، شخص آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند.

توضیح صدا، صدای سرتیپ جمیل بابایی در همایش کوثر پیرامون نقش قاسم سلیمانی در کنترل اعتراضات اسلام‌شهر

اشاره جمیل بابایی به وقایع اسلامشهر، به اعتراضاتی است که در ۱۵ فروردین ۱۳۷۴ شروع شد و چند روز ادامه داشت. در این روز در حالی که مردم پس از تعطیلات نوروزی به سر کار برمی‌گشتند با افزایش کرایه حمل‌و‌نقل و رفت‌و‌آمد روبه‌رو شدند. وقتی اعتراضات خیابانی در اسلامشهر و جاده ساوه آغاز شد، مردم منطقه اکبرآباد، هم که به کمبود و قطع آب اعتراض داشتند به تظاهرات پیوستند.

اعتراضات مردم اسلامشهر در استان تهران، از نخستین ناآرامی‌های خیابانی دوران رهبری علی خامنه‌ای بود و برای سرکوب آن، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه نیروی انتظامی مستقیما به سوی مردم تیراندازی کردند.

قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۴ فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بود و در استان تهران مسئولیت مستقیم نداشت. در منابع رسمی نیز اشاره‌ای به ماموریت یا مسئولیت مشخص او در جریان اعتراضات اسلامشهر منتشر نشده است. درنتیجه احتمال می‌رود که او به دلیل نفوذ و جایگاه خاصش در سپاه پاسداران و نقش سپاه در برخورد با معترضان، بدون داشتن نقش سازمانی در جریان مقابله با اعتراضات اسلامشهر حضور پیدا کرده باشد.

آقای سلیمانی در اعتراضات کوی دانشگاه تهران هم از جمله فرماندهان سپاه پاسداران بود که در نامه‌ای تهدید‌آمیز به محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت، اعلام کردند «کاسه صبرشان به پایان رسیده» و هشدار دادند که اگر با «تصمیم انقلابی»، جلوی «هرج و مرج و توهين» گرفته نشود، این وضعیت را «تحمل» نخواهند کرد.

محمدعلی جعفری، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، در ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸ یادآور شد که سرلشکر سلیمانی در زمان فرماندهی نیروی قدس سپاه، در مقابله با ناآرامی‌های تیر ۱۳۷۸ و اعتراضات به نتایج انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ نقشی فعال داشته است. سرلشکر جعفری تاکید کرد: «در ماجرای فتنه‌های ۷۸ و ۸۸ حاج قاسم در صحنه مقابله با ضدانقلاب در کف خیابان بود و اقدامات موثری برای مهار نا‌امنی و آشوب‌ها انجام می‌داد.»

محمود احمدی نژاد

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، محمود احمدی‌نژاد مدعی شد نیروی انتظامی «اراذل و اوباش» را برای سرکوب اعتراضات مردمی سازماندهی کرده است

نقش «اراذل و اوباش» در سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸

اعتراضات ۱۳۸۸ علاوه بر سرکوب مستقیم خیابانی، با طرح ادعاهایی درباره سازماندهی نیروهای غیررسمی و استفاده از آن‌ها برای ایجاد رعب، خشونت و زمینه‌سازی برای برخورد با معترضان نیز همراه بود.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت، در مصاحبه‌ای در مهرماه سال ۱۳۹۹، از «سازماندهی اراذل و اوباش» از طرف «نیروهای امنیتی» برای تخریب و آتش‌سوزی گفت: «در انتخابات ۸۸ به طور جدی و آشکار با نقش و اقدام سازمان‌یافته این باند امنیتی مواجه بودیم.»

آقای احمدی‌نژاد در سخنانش اضافه کرده است که «طرح‌های معمول این باند‌هایی که به سیستم‌های امنیتی در بسیاری از کشور‌های دنیا رخنه کرده‌اند، سازماندهی اراذل و اوباش است. آن‌ها را سازماندهی و حتی مسلح می‌کنند و زمانی که مردم یک اعتراض معقول و اعتراض به حقی علیه طبقه اشراف دارند، این‌ها می‌آیند آتش می‌زنند؛ درگیری درست می‌کنند؛ بلوا درست می‌کنند و زمینه‌های برخورد خشن با مردم معترض را فراهم می‌آورند.»

آقای احمدی‌نژاد، همچنین در سخنرانی دیگری، در ۴ آذرماه ۱۴۰۰، درباره عاملان کشتن مردم در اعتراضات خیابانی می‌گوید: «مردم همدیگر را نکشتند. اون که مردم را کشت و در صحنه نیست، کیست؟ معلوم می‌شود که پشتیبانی اطلاعاتی و حمایت می‌شود». او از حاضران می‌پرسد: «شما شنیده‌اید که بگویند برای عوامل تیراندازی به مردم پرونده تشکیل شده و تحت تعقیب قرار گرفته‌اند؟... ما که نشنیده‌ایم و اگر محرمانه باشد، من خبر ندارم.»

اظهارات محمود احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر در حالی مطرح شده که او در زمان اعتراضات ۱۳۸۸ رئیس‌جمهور ایران بود و معترضان به نتایج انتخابات را پیش‌تر با تعابیری چون «خس و خاشاک» توصیف کرده بود.

در اعتراضات آبان‌ماه ۱۳۹۸، که صدها معترض به دست نیروهای امنیتی کشته شدند، رسانه‌های حکومتی مدعی شدند تیراندازی به مردم کار عوامل مسلح ناشناس بوده است. در پی آن اعتراضات، فیلم‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد افرادی با لباس ماموران انتظامی در حال تخریب اموال عمومی، از جمله موتورسیکلت یا وسایل نقلیه، در خیابان‌ها هستند.

یکی دیگر از واکنش‌برانگیزترین اظهارات در مورد استفاده حکومت از تبهکاران در سرکوب اعتراضات مردمی، به سخنان سرتیپ حسین همدانی بر می‌گردد که در مقطع اعتراضات ۱۳۸۸، فرمانده سپاه محمدرسول‌الله تهران بزرگ بود. حسین همدانی در ۱۶ مهر ۱۳۹۴ در حومه حلب سوریه کشته شد.

او در مصاحبه‌ با «پایگاه اطلاع‌رسانی جوان همدان» گفت که برای سرکوب معترضان ۱۳۸۸، تجربه «فتنه ۱۳۷۸» را به‌کار‌گرفته و با کمک فرماندهان بسیج، ۵ هزار نفر از «اشرار و اراذل» را شناسایی و عضو سه گردان بسیج کرده است. سرتیپ همدانی تاکید کرده است که: «این سه گردان نشان داد که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم، باید چنین افرادی را، که با تیغ و قمه سروکار دارند، پای‌ کار بیاوریم».

حسین همدانی، به طور مشخص، به تظاهرات خونین روز عاشورا در ششم دی‌ماه سال ۱۳۸۸ اشاره می‌کند و می‌گوید: «برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. ... آماده‌باش اعلام کردیم. همه سینماهای تهران را اجاره کردیم؛ تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم؛ بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم ، که با من مرتب در تماس بودند، آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به طرف میدان دانشگاه بیاورند. در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند.»

در آن روز شماری از معترضان کشته شدند و انتشار ویدیویی از یک خودروی نیروی انتظامی که معترضان را زیر می‌گرفت، بازتاب و واکنش گسترده‌ای داشت.

مرور این شواهد و اظهارات نشان می‌دهد که با تغییر گستره و شدت اعتراضات، نهادهای مختلف انتظامی، امنیتی و نظامی نیز به تناسب وارد عمل می‌شوند و از طیفی از روش‌ها، از برخورد خیابانی و به‌کارگیری نیروهای غیررسمی گرفته تا نفوذ، عملیات روانی و کنترل اطلاعات، بهره می‌گیرند. در عین حال، شیوه‌های حکومت در مواجهه با اعتراضات در طول زمان دستخوش تغییر و تکامل شده و از تجربه رویارویی با موج‌های اعتراضی پیشین نیز تأثیر پذیرفته است. با این همه، نحوه برخورد در هر مقطع به شرایط سیاسی و امنیتی کشور و میزان تهدیدی که حکومت احساس می‌کند نیز بستگی دارد؛ چنان‌که در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به نظر می‌رسد احساس خطر نسبت به بقای نظام، به اعمال خشونت و کشتاری به‌مراتب گسترده‌تر از دوره‌های پیشین انجامید.