شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«ایران بهشت ترنسها نیست»؛ چرا حمله به خانه یک زن ترنس در تبریز خبرساز شد؟
هشدار: این گزارش حاوی محتوای خشن و آزاردهنده است.
در هفتههای اخیر صفحه اینستاگرامی یک زن ترنس اهل تبریز به نام هستی که ویدئوهایی از خشونت در محل زندگیاش منتشر کرده بود، در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد.
مرور ویدئوها و نوشتههای این صفحه از فشار مداوم افرادی حکایت دارد که هستی میگوید از اهالی محل زندگی او هستند. این تصاویر، از جمله ویدئوهایی که پرتاب آجر و شکستن شیشههای خانه او و همچنین حمله به پدر و پسرخالهاش را نشان میدهد، میلیونها بار در اینستاگرام دیده شده است و بار دیگر بحث درباره وضعیت حقوق افراد الجیبیتیکیو در ایران را مطرح کرده است.
در یکی از ویدئوها، تصویر لرزانی دیده میشود که با تلفن همراه از مردی سیاهپوش ضبط شده است. این مرد فریاد میزند: «قواد، قواد». «قواد» واژهای توهینآمیز است که به فردی نسبت داده میشود که برای برقراری روابط جنسی میان دیگران واسطهگری میکند. همه تصاویر مربوط به حمله و خشونت علیه هستی و خانوادهاش روز ۲۱ تیر از صفحه اینستاگرام او پاک شد. هستی بعدا در اینستاگرامش گفت که تحت فشار مجبور به حذف این ویدئوها شده است.
هستی خود را زن ترنس معرفی میکند و به نظر میرسد در دهه سوم زندگیاش باشد. او رفتار اهالی محل با خود و خانوادهاش را ثبت کرده است. به گفته او، هدف از ضبط این ویدئوها این بوده که بتواند آنها را به دیگران و مراجع قانونی نشان دهد و مستندی از خشونت علیه خود و خانوادهاش داشته باشد.
در ویدیوی دیگری، مردی که تیشرت آبی به تن دارد، به زبان آذری به او میگوید: «تو مرد به خانهتان میآوری. مواد میفروشی.» صدایی که به نظر میرسد متعلق به هستی است، از پشت دوربین و به زبان آذری پاسخ میدهد: «مدرک نشان بده، من فرشفروشم.»
هستی در پستهایش در اینستاگرام توضیح داده است که یکی از همسایهها، پس از آنکه متوجه شده او ترنس است، تلاش کرده آنها را از محله براند. او میگوید این همسایه نمیخواهد یک فرد ترنس در محلهشان زندگی کند و آشنایانش را برای درگیری با آنها به کمک آورده است. به گفته او، این همسایه و افراد همراهش خانوادهاش را «مجبور کردهاند خانهشان را به نصف قیمت کارشناسی بفروشند» و حتی آنها را «تهدید به مرگ» کردهاند.
بنا بر تصاویر، مدارک و توضیحاتی که هستی در حساب اینستاگرامی خود منتشر کرده، با وجود زخمی شدن پدر و پسرخالهاش، به گفته او کلانتری محل علیه همسایهای که حمله کرده اقدامی انجام نداده و حتی همسایگانی را که به خانه آنها حمله کردهاند، بهعنوان شاکی و هستی و خانوادهاش را بهعنوان متهم ثبت کرده است.
هستی در حساب اینستاگرامی خود نوشته است که پس از آنکه خانواده او به درخواست کلانتری برای «نوشتن گزارش» عمل نکرد، ماموران کلانتری شبانه از دیوار خانه آنها بالا رفته و هستی و پسرخالهاش را در حیاط دستبند زده و به کلانتری بردهاند. او میگوید ماموران کلانتری اصرار داشتند فیلمها را از تلفن همراهش پاک کند و پسرخالهاش را نیز مورد ضربوشتم قرار دادهاند و به او گفتهاند این «سیلی پدرانه» است.
به گفته هستی، «عوض شدن جای شاکی و متهم» در کلانتری موجب تعجب کادر بیمارستان و حتی قاضی کشیک شده است. در پی این وقایع، او میگوید با دستور قاضی به بیمارستان روانی رازی تبریز منتقل شده تا مورد معاینه قرار گیرد. به گفته او، نتیجه این معاینه سلامت روانش را تأیید کرده است.
او میگوید که تاکنون دو بار از این همسایهها به اتهام «حمله به خانه، حمله به پدرش با چاقو و تخریب اموال» شکایت کرده است، اما به گفته او، این پروندهها به مدت یک سال و نیم بدون پیشرفت خاصی در شعبههای ۶ و ۱۱ دادیاری مانده است.
نیما نیا، فمینیست و کنشگر حقوق افراد ترنس، نیز تصاویر هستی را دیده و آنها را در استوری اینستاگرامش به اشتراک گذاشته است. او درباره وضعیت افراد ترنس در ایران میگوید: «بیش از آنکه [این وضعیت] محصول هویت و جنسیت خود افراد ترنس باشد، محصول ساختار نابرابر جنسیتی است؛ ساختاری که آنقدر چارچوبهای سفتوسختی برای مرد بودن و زن بودن تعیین کرده که اگر فردی بخواهد کوچکترین فاصلهای از این چارچوبها بگیرد، با انواع خشونت و سرکوب مواجه میشود. برای مثال، آرایش کردن برای یک زن سیسجندر (زنی که هویت جنسیتیاش با جنس ثبتشده هنگام تولد همخوانی دارد)، امری عادی است، اما اگر یک زن ترنس بخواهد بر اساس هویت درونی خود آرایش کند، همان آرایش و بیان جنسیتی دستمایه تبعیض و خشونتی میشود که جامعه علیه او اعمال میکند.»
پروندههایی از قتل افراد ترنس در ایران
در ایران، همواره گزارشهایی از فشارهای اجتماعی بر افراد ترنس و خانوادههایشان منتشر میشود که در مواردی به قتل نیز منجر شده است. بهمن ۱۴۰۲ رسانههای ایران خبر دادند که در تبریز، پدری فرزند ۱۷ سالهاش را به قتل رسانده است. بر اساس این گزارشها، او انگیزه خود را «ترس از بیآبرویی» و ترنس بودن یا بیان جنسیتی متفاوت فرزندش عنوان کرده بود.
به گفته خبرگزاری حقوق بشری هرانا، پدر پارسا در دادگاه در دفاع از خود گفته بود: «پارسا تمایلات جنسی زنانه داشت و برای درمان او تمام تلاش خود را به کار بستیم، اما هیچکدام موثر واقع نشد، چرا که پارسا همکاری نمیکرد و مدام از خانه فرار میکرد. رفتارهایش اصلا قابل کنترل نبود.» او به سه سال حبس محکوم شد.
در سال ۱۴۰۴، خبر کشته شدن یک زن ترنس دیگر، بار دیگر جامعه کوییر ایران را نگران کرد. گزارشها حاکی از آن بود که سوگند پاکدل، حدود ۲۶ ساله و اهل کوار در استان فارس، به دست عمویش با شلیک گلوله کشته شده است.
هرانا به نقل از یکی از نزدیکان سوگند نوشت: «سوگند از اعضای شناختهشده جامعه ترنس در شیراز و مناطق اطراف بود. او پیشتر نیز بارها از سوی خانواده، بهویژه مردان طایفه، مورد تهدید، خشونت و حتی ربایش قرار گرفته بود. او در سالهای اخیر به دلیل طرد خانوادگی، در یکی از مهمانپذیرهای شیراز زندگی میکرد. او هیچگاه در برابر خشونتهای خانوادگی سکوت نکرد و گاهی با انتشار ویدئوهایی در فضای مجازی خواستار به رسمیت شناختن حق زندگی آزاد برای افراد ترنس شده بود. پدر سوگند نیز به دلیل فشارهای عصبی ناشی از عدم پذیرش این موضوع، سکته کرده و درگذشته بود؛ موضوعی که به نوشته هرانا، ممکن است در تشدید خشونت خانوادگی مؤثر بوده باشد.»
در ایران، افراد ترنس برای تغییر رسمی مدارک هویتی خود باید فرایند قضایی و پزشکی را طی کنند؛ فرایندی که در عمل معمولا با انجام جراحیهای سنگین همراه است و میتواند زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد.
نیما نیا، فمینیست و کنشگر حقوق افراد ترنس، میگوید: «برخلاف تصور رایج، ایران بهشت افراد ترنس نیست. میزان پذیرش هر فرد ترنس در ایران به میزان عبور او از فیلترهای پزشکی و دریافت تاییدیههای رسمی حکومت بستگی دارد؛ حکومتی که نگاه بسیار خشک، نابرابر و مردسالارانهای به مقوله جنسیت دارد. افراد ترنس در چنین شرایطی فرایند بازتأیید جنسیت خود را آغاز میکنند و در همین بستر هویت و جنسیتشان را تعریف و تجربه میکنند.»
ترک خانه
هستی میگوید مدتی است از سوی برخی از اهالی محله و کاربران شبکههای اجتماعی تحت فشار قرار دارد. به گفته او، همسایههایشان مذهبیاند و به او گفتهاند: «اینجا جای زندگی یک فرد ترنس نیست. نباید لباس کوتاه بپوشی، نباید موسیقی را با صدای بلند گوش کنی و اگر کسی بفهمد یک فرد ترنس اینجا زندگی میکند، آبروی محله میرود.» او همچنین میگوید همسایهها تهدیدش کردهاند که باید او را از محله بیرون کنند یا بکشند و به خانوادهاش گفتهاند: «یا از اینجا میروید یا خانهتان را آتش میزنیم.»
نیما نیا، فمینیست و کنشگر حقوق افراد ترنس، میگوید: «رفتارهای فراقانونی که در قبال افراد ترنس در ایران اعمال میشود، ناشی از این است که هویت آنها بر اساس مجموعهای از پیشفرضهای فقهی و پزشکی تعریف شده است، نه بر پایه اصول حقوق شهروندی. به همین دلیل، افراد ترنس در نهادهای دولتی، از جمله دادگاهها و پزشکی قانونی، بهعنوان انسان دیده نمیشوند. به همین خاطر، این برخوردها بسیار خشونتآمیز و تا حد زیادی سلیقهای است.»
هستی در صفحه اینستاگرامش با روایت وضعیت زندگی خود، از مراجع قانونی و دادگستری تبریز درخواست کمک کرده و میگوید امیدوار است از این طریق بتواند به عدالت دست یابد.