چرا جیب‌ لباس زنان به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد؟

    • نویسنده, کلر تورپ
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

چرا لباس‌های مردانه این ‌همه جیب دارند و لباس‌های زنانه این‌قدر کم؟ قرن‌هاست که یک جیب ساده، نقطه‌ اختلاف در شکاف جنسیتی دنیای مد بوده است.

اما آیا قرار است این وضعیت بالاخره تغییر کند؟

ترندهای شبکه‌های اجتماعی اغلب گیج‌کننده هستند و در نگاه نخست، موج ویدیوهای تیک‌تاک که در آن زنان تلاش می‌کنند با دستان خود تا جایی که می‌توانند اشیا بیشتری را یک‌جا حمل کنند، به اندازه بسیاری از مدهای فراگیر اینترنتی بی‌معنا به نظر می‌رسد.

اما این شیوه حمل وسایل با دست آن‌قدرها هم تصادفی نیست؛ بلکه تازه‌ترین بهانه برای طرح دوباره موضوعی است که همچنان پابرجاست: چرا لباس‌های زنانه جیب‌های بیشتری ندارند؟

یک نارضایتی واقعی در این میان وجود دارد: جیب مدت‌هاست که نماد اختلاف جنسیتی در مد بوده است.

بی‌عدالتی در مورد جیب‌ موضوع تازه‌ای نیست؛ این گلایه ریشه در چندین قرن پیش دارد. با این حال، در سال‌های اخیر این مسئله بار دیگر و با دفعات بیشتری در کانون توجه قرار گرفته است.

هشتگ ما جیب می‌خواهیم» در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه گسترده قرار گرفت. با بزرگ‌تر شدن تلفن‌های همراه، بسیاری از زنان بیش از پیش متوجه شدند که جیب‌های لباس‌هایشان تا چه اندازه ناکارآمد است.

یک نظرسنجی در بریتانیا در سال ۲۰۲۰ نشان داد که از هر ۱۰ زن، چهار نفر پس از آن‌که متوجه شده‌اند یک لباس جیب ندارد، از خرید آن منصرف شده و آن را به فروشگاه بازگردانده‌اند.

حتی وقتی جیب وجود دارد، معمولا از جیب‌های لباس مردانه کوتاه‌تر و باریک‌تر است. گاهی هم آزاردهنده‌تر از آن، جیب‌ها فقط ظاهری هستند و در عمل کاربردی ندارند.

اخیرا دختر هشت‌ساله در بریتانیا در نامه‌ای به فروشگاه زنجیره‌ای سینزبریز پرسید چرا شلوارهای مدرسه دخترانه این شرکت جیب‌های ظاهری دارند، در حالی که جیب‌های شلوارهای پسرانه واقعی است. او نوشت: «دخترها هم به حمل وسایل نیاز دارند!» یک نماینده فروشگاه قول داد که این مسئله بررسی خواهد شد.

کارولین استیونسون، مدیر برنامه مطالعات فرهنگی و تاریخی در دانشگاه هنر لندن می‌گوید: «جیب‌ها به بخش نمادین و بسیار بحث‌برانگیز لباس مردانه و زنانه تبدیل شده‌اند.»

در نمایش‌های مد پاییز/ زمستان ۲۰۲۵–۲۰۲۶ نشانه‌هایی از توجه صنعت مد به این مسئله دیده شد. بسیاری از مدل‌ها با دستانی در جیب‌های عمیق روی صحنه راه رفتند. حرکتی که نشانی از اعتماد به‌نفس بیشتر نسبت به آن‌هایی بود که دستانشان آزاد بود.

در نمایش مد سیمون روچا، فیونا شا بازیگر سرشناس دستانش را در لباسی از ساتن مشکی پنهان کرده بود. در پرادا و لویی ویتون هم جیب‌های زیادی دیده می‌شد.

این که این روند تغییری مهم است یا فقط لحظه‌ای زودگذر در چرخه مد و اینکه آیا به لباس‌هایی که زنان در زندگی روزمره می‌پوشند هم سرایت می‌کند یا نه هنوزمشخص نیست.

تاریخچه جیب

جیب‌ برای زنان مدت‌هاست که در حاشیه قرار داشته است. کارولین استیونسون می‌گوید: «در قرن شانزدهم و هفدهم، زنان نوعی جیب داشتند که به آن جیب‌های کمربندی می‌گفتند. این جیب‌ها دور کمر بسته می‌شدند و زیر دامن قرار می‌گرفتند، که در کناره‌هایشان شکافی وجود داشت تا بتوان به آن‌ها دسترسی داشت.»

این جیب‌های کمربندی اغلب تزیینات زیادی داشتند و برای نگهداری وسایلی مانند کلید، پول، دستمال، جعبه خیاطی و همچنین اقلام با ارزشی مثل ساعت جیبی، قوطی انفیه و شیشه‌های عطر استفاده می‌شدند.

استیونسون می‌گوید: «جیب‌ها نمادی از استقلال بودند، اما در اواخر سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم، با رواج سبک ریجنسی و قالب‌دارتر شدن لباس‌ها، جیب‌ها از میان رفتند.»

با از میان رفتن جیب‌ها، بخشی از آن استقلال نیز از دست رفت.

استیونسن می‌گوید: «اگر زنی نتواند اشیای ارزشمند خود را با خود به فضاهای عمومی ببرد، بسیار آسیب‌پذیرتر می‌شود و وابستگی بیشتری به مردان یا خدمتکاران پیدا می‌کند.»

همه چیزهایی که معمولا در جیب گذاشته می‌شوند، مثل پول، کلید و مدارک شخصی نماد اموری بودند که تصور می‌شد به زنان مربوط نمی‌شوند؛ اموری مانند مالکیت، قدرت و حریم خصوصی.

برای همین برخی زنان شروع به حمل کیف‌های کوچک کردند.

استیونسون می‌گوید: «این هم باعث می‌شد آسیب‌پذیرتر باشند، چون دیگر نمی‌توانستند از دستانشان استفاده کنند.»

هرچند نبود جیب بی‌تردید برای زنان آن روزگار نیز به همان اندازه امروز آزاردهنده بود، این موضوع تا اوایل سده بیستم به یک مطالبه سیاسی تبدیل نشد.

استیونسن می‌گوید: «فعالان جنبش حق رای زنان نه فقط خواهان حق رای برای زنان بودند، بلکه جیب هم می‌خواستند.»

کارتون‌های طنزآمیز آن دوره، زنانی را که برای حق رای مبارزه می‌کردند به سخره می‌گرفتند و آن‌ها را در حالی به تصویر می‌کشیدند که مانند مردان دست‌هایشان را در جیب‌های بزرگ فرو برده‌اند.

الیزابت اویتس دیکینسون، نویسنده زندگی‌نامه کلر مک‌کاردل، طراح مد آمریکایی، زنی که مصمم بود مشکل جیب در لباس‌های زنانه را حل کند می‌گوید: «جالب است که جیب به یکی از نمادهای مخالفت با خواست زنان برای استقلال و آزادی تبدیل شد.»

در کتاب «کلر مک‌کاردل: طراحی که زنان را آزاد کرد»، دیکینسون بررسی می‌کند که چگونه مک‌کاردل، طراح بسیار موفق لباس‌های آماده و از نخستین طراحانی که برند شخصی خود را راه‌اندازی کرد با طراحی لباس‌هایی که نه فقط با بدن زنان، بلکه با شیوه زندگی آنان سازگار بود، به شکل‌گیری سبک مدرن پوشش آمریکایی پیشگامانه کمک کرد.

او می‌افزاید: «مک‌کاردل به جنبه روان‌شناختی لباس آگاه بود و می‌دانست که گاهی آدم فقط می‌خواهد کاری با دست‌هایش انجام دهد. این حس که یک دستت را در جیبت بگذاری و با آسودگی به عقب تکیه بدهی، تو را فردی مسلط و بااعتمادبه‌نفس نشان می‌دهد. این کار به تو ظاهری خونسرد و بی‌تکلف می‌بخشد. به‌طور کلی، دست در جیب داشتن به‌خودی‌خود نوعی پیام بصری را منتقل می‌کند.»

او نخستین طراح قرن بیستم نبود که جیب را وارد لباس‌های زنانه کرد. کوکو شنل پیش از او این کار را کرده بود، البته برای کسانی که توان خرید لباس‌هایش را داشتند. طراحی‌های شیک او توسط ستارگانی چون آدری هپبورن، مرلین مونرو و جکی کندی به نمایش گذاشته می‌شد. اما مک‌کاردل برای مخاطب متفاوتی طراحی می‌کرد.

آنچه مک‌کاردل را تا این اندازه مهم می‌کند این است که او از نخستین طراحانی بود که طراحی سطح بالا را با تولید انبوه پیوند زد.

دیکینسون استدلال می‌کند که از نگاه مک‌کاردل، لباس تجسمی عینی از اندیشه‌ها، هویت و خواسته‌های زنان بود.

او می‌گوید: «جیب تنها بخشی از مجموعه‌ای از ایده‌ها بود که مک‌کاردل در طراحی‌هایش به کار گرفت؛ مجموعه‌ای که همه جنبه‌های لباس پوشیدن زنان را در نظر می‌گرفت. او به این موضوع توجه داشت، چون خودش چنین فردی بود. زنی شاغل بود، تا دهه پنجم زندگی‌اش ازدواج نکرده بود و ثروت هنگفتی هم نداشت.»

مک‌کاردل اعتنایی به بسیاری از استدلال‌های رایج علیه جیب، از جمله این ادعا که جیب فرم و ظاهر لباس را به هم می‌زند، نداشت.

دیکینسون می‌گوید: «او ساختار لباس را به‌خوبی می‌شناخت و می‌دانست جیب را چگونه و در کجا قرار دهد تا هم با طراحی لباس هماهنگ باشد و هم کاملاً کاربردی به نظر برسد. لباس‌های او بسیار ساده و شیک بودند، اما در عین حال از نظر فنی و طراحی بسیار پیشرفته به شمار می‌رفتند.»

آزادی حرکت

دایانا وریلند، سردبیر مجله هارپرز بازار، از حامیان مک‌کاردل بود. وریلند آشکارا از علاقه خود به جیب‌ها سخن می‌گفت و حتی یک بار پیشنهاد داد که یک شماره کامل مجله به جیب اختصاص یابد.

با این حال، به او یادآوری کردند که بسیاری از آگهی‌دهندگان مهم مجله، تولیدکنندگان کیف دستی هستند.

استیونسن می‌گوید: «این مسئله هنوز هم نقش دارد. صنعت مد به تداوم استفاده زنان از کیف‌های دستی وابسته است، بنابراین منطقی است که این ایده را ترویج کند که زنان باید وسایل خود را در چیزی جدا از لباس‌هایشان حمل کنند.»

وریلند بعدها از مک‌کاردل خواست لباسی برای زنان در دوران جنگ جهانی دوم طراحی کند. نتیجه این همکاری، طراحی لباس نمادینی به نام «پاپ‌اور» بود؛ پیراهنی ساده با یک جیب بزرگ.

اما تلاش‌های مک‌کاردل برای ارائه مدی که با زندگی و آرمان‌های زنان همخوانی داشته باشد، خیلی زود زیر سایه چهره‌ای تازه در دنیای مد قرار گرفت.

در دوران جنگ، لباس‌های کاربردی مورد نیاز بود، اما پس از پایان جنگ، «نیو لوک» کریستین دیور با تاکید بر کمرهای باریک و دامن‌های پرچین، الگوی تازه‌ای را رواج داد؛ سبکی که به برداشت‌های سنتی از زنانگی بازمی‌گشت. در این دوره، جذابیت و جلوه ظاهری لباس‌ها بر کاربردی بودن آن‌ها پیشی گرفت.

گزارش‌ها حاکی است که کریستین دیور در سال ۱۹۵۴ گفته بود: «مردان جیب دارند تا وسایلشان را در آن بگذارند؛ زنان جیب دارند برای تزیین.»

بنابراین طنز ماجرا اینجاست که مجموعه پاییز/زمستان ۲۰۲۵-۲۰۲۶ دیور، آخرین مجموعه‌ای که ماریا گراتزیا چیوری، مدیر خلاقیت سابق این برند، طراحی کرد، پر از جیب بود.

این چرخشی کامل به نظر می‌رسید. اما اکنون که چیوری، نخستین مدیر خلاقیت زن دیور، جای خود را به جاناتان اندرسون داده است و بسیاری از خانه‌های مد دیگر، از جمله شنل، ورساچه، سلین و الکساندر مک‌کوئین نیز زیر نظر مدیران خلاق مرد اداره می‌شوند، آیا واقعا می‌توان انتظار داشت که جیب‌ همچنان در اولویت بماند؟

دیکینسون می‌گوید: «ما از دورانی که زنان طراحان اصلی لباس بودند فاصله گرفته‌ایم و به همین دلیل، دوباره از دیدگاه زنانه فاصله می‌گیریم و مد به چیزی تبدیل می‌شود که در آن زن، صرفا به‌عنوان شیئی برای نمایش لباس دیده می‌شود، نه به‌عنوان فردی مستقل که با لباس‌هایی که با زندگی‌اش هماهنگ‌اند، در جهان حرکت می‌کند.»

استیونسون نیز موافق است که کاربردی بودن در مد سطح بالا اولویت نیست.

او می‌گوید: «صنعت مد زمانی که طراحی می‌کند، به استقلال یا خودمختاری زنانه اولویتی نمی‌دهد. همه چیز به ایده‌آل بودن خطوط کلی لباس زنانه ختم می‌شود.»

اما در شرایطی که صنعت مد لوکس با آشفتگی روبه‌روست و سود شرکت‌ها رو به کاهش است، شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای این‌که به زنان گفته شود چه نیاز دارند، به خواسته‌های خودشان گوش داده شود.

اما در صنعت مد ارزان‌قیمت و تولید انبوه، تولیدکنندگان می‌کوشند هزینه‌ها را تا حد ممکن پایین نگه دارند. این رویکرد اغلب به حذف پارچه اضافی و جزئیات طراحی زمان‌بر می‌انجامد؛ با این حال، جیب همچنان در لباس‌های مردانه جزئی استاندارد محسوب می‌شود.

همه این‌ها باعث شده برخی زنان خودشان دست به کار شوند.

جولی سیگیل در سال ۲۰۲۱، پس از آن‌که از نبود تغییر در این صنعت خسته شد، برند پوشاک خود با نام «پروژه جیب‌ها» را راه‌اندازی کرد.

او به بی‌بی‌سی می‌گوید: «آنچه برایم آزاردهنده بود این است که حتی در لباس‌هایی که به‌راحتی می‌توان جیب تعبیه کرد، باز هم جیب نداریم یا جیب‌های بسیار کوچکی داریم. لباس‌های زنانه زیادی هست که می‌توانند جیب‌های بزرگ داشته باشند. در نهایت متوجه شدم اگر تغییر می‌خواهم، باید خودم آن را ایجاد کنم و لباس‌هایی با جیب بزرگ طراحی کنم که دلم می‌خواهد بپوشم.»

سیگیل می‌گوید پس از آن‌که متوجه این نابرابری در طراحی جیب‌ها شد، دیگر نمی‌توانست تاثیرات آن را در زندگی روزمره خود نادیده بگیرد.

او می‌گوید: «برای مثال، محیط کار را در نظر بگیرید. وقتی زنی با یک کیف وارد اتاق جلسه می‌شود، انگار مهمان آن فضاست. اما مردی که همه وسایلش را در جیب‌هایش گذاشته و وارد اتاق می‌شود، کاملاً راحت به نظر می‌رسد؛ گویی آنجا قلمرو اوست.» او می‌افزاید: «من یک کیف دستی خوب را دوست دارم. کیف‌ها کمک می‌کنند وسایل زیادی را با خود حمل کنم. اما در بعضی موقعیت‌ها، همراه نداشتن کیف احساس اقتدار بیشتری به آدم می‌دهد.»

کسب‌وکار او بسیار محبوب شده و بسیاری از طراحی‌هایش سریعا فروخته می‌شوند و مدل‌ها و رنگ‌های بیشتری به آن اضافه شده‌اند و زنان زیادی تجربه‌های خود را از نبود جیب با او در میان گذاشته‌اند.

سیگیل می‌گوید: «زنی برایم نوشت و گفت وقتی می‌خواست ازدواج کند، از خیاطش خواست به لباس عروسی‌اش جیب اضافه کند، اما خیاط نپذیرفت، چون به گفته او ظاهر لباس دیگر "مناسب" به نظر نمی‌رسید. به نظرم این واقعاً عجیب بود.»

سیگیل نسبت به آینده امیدوار است و می‌گوید: «احساس می‌کنم اوضاع در حال بهتر شدن است. مدت‌هاست هنگام خرید با جیب‌های تزئینی و غیرقابل استفاده مواجه نشده‌ام.»

اما دیکینسون چندان مطمئن نیست و معتقد است کلر مک‌کاردل از این‌که دنیای مد هنوز نتوانسته میان شیک‌پوشی و کاربردی بودن توازن برقرار کند، شگفت‌زده و ناخرسند می‌شد.

او می‌گوید: «مک‌کاردل باور داشت که فقط در حال ایجاد یک شیوه برای طراحی و تولید لباس نیست، بلکه می‌خواهد صنعتی را شکل دهد که در آن دیدگاه‌های زنان در کانون توجه قرار گیرد. به گمانم اگر امروز می‌دید که چه تعداد اندکی از زنان در راس بیشتر برندهای بزرگ قرار دارند، بهت‌زده می‌شد.»

به نظر می‌رسد راه رسیدن به برابری در جیب‌های لباس زنان و مردان هنوز به پایان نرسیده است.

دیکینسون می‌پرسد: «چرا هنوز هم برای یک زن، لباس پوشیدن در این دنیا باید تا این اندازه دشوار باشد؟»

او می‌افزاید: «این‌که جیب هنوز بیشتر یک امتیاز اضافی به حساب می‌آید تا یک نیاز ضروری، واقعاً شگفت‌آور است.»

به نظر می‌رسد نبرد برای برابری جیب‌ها هنوز ادامه دارد. دیکینسون می‌پرسد: «چرا هنوز هم زن بودن در جهان، این‌قدر پوشیدن لباس مناسب را دشوار می‌کند؟ اینکه جیب هنوز هم مثل یک تزئین به نظر می‌رسد، نه یک ضرورت، واقعا شوکه‌کننده است.»